|
در داخل وبلاگ موزیکی به طور اتوماتیک پخش می شود برای گرفتن و ذخیره کردن موزیک در هارد کامپیوتر خود فقط کافی در لینک پایین کلیک کنید تا موزیک رو دانلود کنید. توجه : برای دانلود بر روی لینک پایین راست کلیک کرده و از منو بدست آمده روی گزینه Save Target As کلیک کنید و بعد آدرس جایی رو که میخواهید موزیک ذخیره شود رو بدهید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زندگی ... مرگ
زندگی سیبی نیست که توانی آن را گاز زنی با پوست ـــــــــــــــــــــــــ شام آخر
صحنه ی قبل از مرگ : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پل
نگاه های سنگینی رو حس میکنم
که زمزمه میکنند در گوش هم حتما به یکدیگر میگویند این را ببین دیوانه شده با خنده میگویند خدا بهش عقل بدهد و من اصلا ناراحت نیستم زیرا در پشت چهره ی آنها حیواناتی را میبینم که هرگز و هرگز طعم عشق را نچشیده اند احمق هایی که هیچ وقت عاشق نشده اند و نمیدانند عشق مترادف جنون است عشق مترادف دیوانگی است و عشق یعنی تمام لذت های دنیا و در آخر عشق یعنی پل بین انسان و حیوان و عاشق کسی است که از این پل گذشته
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آرزو ــــــــــــــــــــــــــــ تنهام گذاشت
اونی که میگفت بهم عاشقمه ــــــــــــــــــــــــ توهم هنگام وصل ما ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هوس
به تو نامه می نویسم ــــــــــــــــــــــــــــــــ رسم عاشقی
تا حالا شده بری یه جایی که طبیعت باشه مثلا یه کلبه توی جنگل بعد یه چراغ روشن بکنی و بشینی نگاهش بکنی . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دریا و ساحل
عاشقی بود به اسم دریا و معشوقی بود به اسم ساحل . دریا همیشه در تلاطم بود تا هر طوری که شده نظر ساحل رو به خودش جلب بکنه و بتونه عشقش رو به ساحل تقدیم بکنه . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حالا که از تو دورم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و خدا تنها بود
خداوند بارگاهش را آفرید ولی بارگاهش خالی بود خداوند فرشتگانش را آفرید ولی فرشتگانش بی احساس بودند خداوند دنیا را آفرید ولی دنیا ساکن بود خداوند زمین را آفرید ولی زمین بی حاصل بود خداوند دریاها را آفرید ولی دریاها بدون موج بودند خداوند گیاهان را آفرید ولی گیاهان بی برگ بودند خداوند مرد را آفرید ولی مرد تنها بود خداوند زن را آفرید ولی زن تنها بود وخداوند چیزی جدید آفرید بارگاهش شلوغ شد فرشتگانش با احساس شدند دنیا به جنب و جوش افتاد زمین به بار نشست دریاها مواج شدند مرد و زن یار یکدیگر شدند آن چیز جدید عشق بود خداوند عشق را آفریده بود و خداوند برای تمام مخلوقاتش عشق را آفریده بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در هوایت
در هوایت بی قرارم ای قرار من
در هوایت
در هوایت بی قرارم ای قرار من ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خاک , آب , آدم , عشق
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند یکی بود یکی نبود
یکی بود و یکی نبود من بودم و تو نبودی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وصیت نامه روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو :« من خوب می شناختمشنامت چو آوازی همِشه بر لب او بود .حتی زمان مرگ آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب آن بیقرار عشق چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود . »روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :« شب در میان تاریکی در نور ماهتابهر روز در درخشش خورشید تابناک هر لحظه در برابر آیینه ی زمان آن دختر سکوت ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته بود .»روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :« جز تو دلش را به هیچ کس امانت ندادهرگز خیانتی به دستان تو نکرد هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛ با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد تا آخرین نفس ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته بود . »روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش !کمی زودتر می آمدی . »اما بگو :« من خوب می دانمحتی در آن جهان آن خفته ی خموش ؛ در انتظار دیدن رویت نشسته است .»روز ی اگر .......اما ؛ نه ؛ او هیچوقت دیگر نمی آید .کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 11:12 توسط کیارش ( ID= Vs.Sosk666)
|
بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمارم. نهايت هر چيزي همين 10 تا بود. از بابا بستني که مي خواستم 10 تا مي خواستم. مامانمو 10 تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود. ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟ انگار خيلي هم حريصتر شدم ! 10تا بستني هم کفافمو نمي ده !!! اما مي خوام بگم دوست دارم .... مي دوني چقدر؟ به اندازه ي همون 10 تاي بچگي
حال دنيا را پرسيدم من از فرزانه ای گفت : يا باد است ، يا خواب است ، يا افسانه ای گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمر چيست ؟ گفت : يا برقيست ، يا شمعيست ، يا پروانه ای گفتمش آنان که می بينی بر او دل بسته اند ! گفت : يا کورند ، يا مستند ، يا ديوانه ای ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
![]() ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است وقتی که خندیدیم گفتن دیوانه است وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش وقتی که حرف زدیم گفتن که پر حرفه وقتی که ساکت شدیم گفتن که عاشقه حالا هم که عاشقیم میگن گناه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عشقولانه های من به دنباله کسی نباش که بتوانی با آن زندگی کنی به دنباله کسی باش که نتوانی بی او زندگی کنی....
از قطره پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت به هم پیوستن و جویبار شدن ... از جویبار پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت به هم پیوستن و رود شدن. رود را پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت به هم پیوستن و دریا شدن... دریا را پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت هیچ..!!! ولی کاش قطره شبنمی بودم در کناره گلی
دیروز که فریاد می زدی دوستت دارم گفتم نمی شنوم بلندتر
هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم پشته ابرا گریه می کنم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آرزو های من
از قطره پرسیدند آرزویت چیه ؟ از جویبار پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت به هم پیوستن و رود شدن... رود را پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت به هم پیوستن و دریا شدن... دریا را پرسیدند آرزویت چیه ؟ گفت هیچ..!!! ولی کاش قطره شبنمی بودم در کناره گلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگر برای همه دنیا یک نفری ...برای من همه دنیایی
اگر به تو برسم به تمامه دنیا رسیدم ولی فکر نکن تو را به خاطره دنیا میخوام من دنیا را به خاطره تو میخوام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دو عاشق با هم خاکی میشن،بدونه هم زیره بارون نمیرند کاشکی آدما هم از کفش یاد میگرفتند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تنها برای قلبه تو که اولین و آخرین حکایته بی انتهای عشقم هستی مینویسم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خداوندا چرا عشق آفریدی چرا عشقهای باطل آفریدی؟ خداوندا اگر عاشق شدن گناه است پس چرا سیمای زیبا آفریدی؟ اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
هیج جیز ویرانگر تر از آن نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 18:46 توسط کیارش ( ID= Vs.Sosk666)
|
مطالب زیبا ۱) خدايا ! وقتیكه دل گرفته وغمدار است وقتی همه دوستان دشمنند وقتی سوختن تنها علاجش ساختن است وقتی دوست داشتن پايانش از ياد بردن است وقتی در همه راهها چاهی پنهان است وقتی اسمان بالای سرت از دود دلهای گرفته سياه است به چه می توان خود را دلخوش كرد؟ پس نا اميدانه به سوی تو چشم دوخته ام تا دستم بگيری و از اين ظلمت رهايی ام بخشی چرا كه عمريست در پس كوچه های خيالم قدم می زنم و ترا نمی يابم صدايم كن قبل از انكه به انتها برسم ۲) شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق يعني همين ۳) زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه ... دلتنگی قشنگه اگه به خاطرتو باشه ... من قشنگم اگه با تو باشم ... اما تو هر جور که باشی قشنگی ۴) روزي ازم پرسيد: براي چی زنده اي؟ درحالي كه قلبم برايش مي تپيد تا بگويم براي تو، گفتم براي هيچ!... يك روز ازش پرسيدم: تو براي چي زنده اي؟ درحالي كه گونه هاش از اشك خيس شده بود گفت: براي كسي كه براي هيچ زندست ۵) دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.... ۶)خصوصيت پسراي ايروني؟ابروهاي برداشته شده / چشاشون بيشتر از عـقـلشون کار مي کنه/دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش / آبرو که نمي دونن اصلا چيه/ ماشين باباي بدبختشون رو مي دزدن با رفقا ميرن گردش مي کنن / چشمک جز تيک عصبيشونه / اگه يه روز متلک نگن زبونشون ميخ در ميار
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 15:10 توسط کیارش ( ID= Vs.Sosk666)
|
مطالب زیبا و شنیدنی 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش نديد 3- رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مردو نا مرده بهش تکيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن ***
دريا باش که اگر کسي سنگ به سويت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي *** ابر بارنده به دريا مي گفت من نبارم تو کجا دريايي , در دلش خنده کنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي *** عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
***
آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم ***
آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟
ماه ميگه: يعني اومدن دوبارهي تو ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو ***
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
***
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
***
زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من.
*****
وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 19:35 توسط کیارش ( ID= Vs.Sosk666)
|
________________________ ID= Hackers_Boys666 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين مثنوي حديث پريشاني من است
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:18 توسط کیارش ( ID= Vs.Sosk666)
|
|
|